مختصري از زندگينامه مولانا عبدالله ملازاده(رح)
|
عکسی که بالا مشاهده میکنید عکس مولانا عبدالعزیزملازاده (رح) |
|
مختصري از زندگينامه مولانا عبدالله ملازاده(رح) ولادت وزادگاه یکصدوبیست وشش سال پیش در حدود سالهای1300تا1304در روستای حیط(سرباز)کودکی چشم به جهان گشود که نام او را عبدالله گذاشتند نام پدر وی حاج محمد ونام مادرش بی بی هزاری بود. پس از دوران شیر خوارگی،دیر زمانی نگذشت که پدرش در باز گشت سفر درآفریقادر گذشت واو یتیم ماند. تقدیر ازلی،دشواری تامین زندگی و از همه مهمترنیاز به سرپرست خانواده موجب شد مادر بزرگوار وی با ملا نظرمحمداز اهالی روستای حیط ازدواج کند وعبدالله و خانواده اش تحت سرپرستی او زندگی کنند. تحصیلات مادر و ناپدری وی توجه ویژه ای به تعلیم وتربیت او داشتند در نتیجه وی حروف الفبا و قرائت قرآن را در زادگاهش آموخت امّاچون آنان دیدندکه عبدالله چه میزان هوشمند است تصمیم گرفتند که اورا به روستای پارود واقع در چند کیلومتری حیط بفرستندتا قرآن کریم را ونیزمسائل ابتدائی وآداب اسلامی را فرا گیرد زیرا درآن زمان مکتبی که سطح آن بالاتر از مکتب پارود باشد در بلوچستان وجود نداشت وپس از این دوره عبدالله تصمیم گرفت برای ادامه ی تحصیل و علوم مرسوم دینی راهی کراچی شود که در آن زمان جزو محدوده ی کشور هندوستان و زیر سلطه ی انگلستان بود. در آن زمان رفت آمدازبلوچستان به کراچی چندان آسان نبود اصولاً کارون های تجاری کوچکی برای تامین مایحتاج روزمره زندگی مردم همواره بین سربازوکراچی رفت آمد می کردند که معمولاً در بندر گوادر جمع می شدند امّاحمل ونقل بارهای بازرگانان ومسافران از این بندر تا بندر کراچی با کشتی انجام می شدو اگر کسی می خواست با پای پیاده و با سوار چهار پایان این فاصله بین شهر ها را طی کنندگاهی اوقات هفته ها حتی ماها در راه باشند. عبدالله پس از ورودبه شهر کراچی و استراحتی کوتاه بی درنگ سراغ سراغ یکی از مراکزمعتبرعلوم دینی در حوزه ی علمیه ی معروف مظهرالعلوم واقع در محله ی((کهده))ثبت نام و در محضر استادان برجسته ی آن زمان کسب فیض کندو صدها نفر به این مرکزعلمی می رفتند تا علوم متنوع اسلامی ازقبیل:صرف،نحو،لغت،ادبیاتعرب،تفسیر،حدیث،فقه،منطق،قرائت،تجوید،علوم قرآن و...را از آن مرکز مهم علمی بیاموزند. مولوی عبدالله چندین سال تحصیل دراین مدرسه توانست در رشته های مختلف علوم اسلامی کسب فیض کند ودر ارتقای روحی خود بکوشد تا اینکه سرانجام احساس کردکه برای رسیدن به مراتب بالاترو گذراندن دوره ی پایانی تحضیلات حوزوی خود به مدرسه ی دینی پیرجهندای سند برود. مولوی عبدالله توانست دوره ی تخصصی حدیث را در آن حوزه ی علمیه بگذراند واز کتابهای ضحیح احادیث،محدثان وراویان آگاهی لازم را به دست آورد و در روایت حدیث به جایگاه والایی برسد. بازگشت به وطن پس از آنکه دانش وتجربه ی لازم را برای راهنمایی وهدایت مردم را آموخته بود به وطن بازگشت ومردم از دور و اطراف منطقه برای دیداربا آن عالم ربّانی به زادگاه ایشان می آمدند و برای پرسش از مبانی و مسائل دینی و حل وفصل اختلافات فامیلی و دعاوی مالی و پرسش از حلال و حرام در شریعت اسلامی به حضور ایشان می رسیدند و چاره ی کارهایشان را از ایشان می خواستند و آن بزرگوار با کمال درایت و بینش بازو چهره ای گشاده از مراجعین استقبال و به پرسش های آنها پاسخ می داد.ایشان در واقع نخستین شخصیت روحانی بودند که در بلوچستان توانستند تمام پایه های رشد و تعالی را با موفقیت طی کرده و در رشته های مختلف علوم دینی صاحب نظر بودند. سفربه مناطق مختلف گسترش اندیشه ی حضرت مولاناهرگز محدودبه منطقه ی خاصی نبود.این بود کهبه مناطق مختلف بلوچستان سفر کند و از اوضاع واحوال و وضعیت دینی آنان کاملاًآگاهی حاصل کند تا مردم را از سایه ی شوم خرافات و بدعات برهاندو در پرتوی احکام و موازین شرعی در آورد و ضمن ارشاد و راهنمایی آنان بتواند تا اندازه ای به مشکلات مذهبی و اجتماعی آنان سامان بخشد. مبارزه با فرقه ی ذکری ها نخستین زمینه برای درگیری،زمانی فراهم شد که آنانبه یکی از مساجدکیشکور حمله کردند و موذن مسجد را مورد ضرب و شتم قرار دادندو جسارت آنان به جایی رسیده بود که هرگونه عمل ناشایستی را نسبت به خانه ی خدا روا داشتند واین عمل ناشایست ِِِِآنان ،خشم مولانا را برافروخت و وقتی سر کرده ی ذکری ها شیخ گلابی متوجه واکنش تندو شدید مولانا شد بیمناک شدندو تصمیم گرفتند با همه پیروان و خانواده و اثاثیه ی خود از ایران خارج شوند و به سوی پاکستان حرکت کردند ودر مسیرخود در محلی به نام زیارت در نزدیکی جکیگوراتراق کردند و مولانا عبدالله همراه با افراد خویش از روستای دپکورسربازبه فیروزآباد راسک آمد و از آنجا با دیگرسپاهیان که به دستورایشان در آنجامنتظر بودند به سوی جکیگور،محل استقرارموقت ذکری ها حرکت کردند و سپاهیان مولانا محل تجمع ذکری ها را با غافلگیری به محاصره خود در آوردند و پس از پایان این نبرد معلوم شدکه یک نفراز افراد مولانا کشته و یک نفرزخمی شده و هفت نفر از فرقه ی ذکری ها از جمله سرکرده ی آنان به هلاکت رسیده و شماری هم زخمی شده اند و دیگرافرادشان به بلوچستان پاکستان گریخته اند. این واقع در صبح روز یکشنبه ششم ماه ربیع الاول سال1355ه.ق برابر با تیرماه سال1315شمسی اتفاق افتاد. همسران و فرزندان مولانا عبدالله مولاناعبدالله درطول حیات خویش چهار بار ازدواج کرده و از همسران خویش صاحب هفت پسر و پنج دخترشده و فرزند ارشدش مولانا عبدالعزیز(رح)می باشد. وفات مولانا عبدالله(رح) هیچ کس را از مرگ گریزی نیست برای پیوستن به زندگی جاودانه خداوند هیچ راهی جز مرگ نگشوده است. به قول خاقانی: خوانی است جهان و زهر لقمه خوابی است حیات ومرگ تعبیر امّاخوشا به حال آنان که پیش از مردن نفس خود را بکشد. به قول نظامی: همان به کین نصیحت یادگیریم که پیش از مرگ یک نوبت بمیریم ویا به قول مولانا: مرده گردم خویش بسپارم به آب مرگ پیش از مرگ امن است از عذاب سرانجام مولانا عبدالله(رح)نیزپس از یک عمر مجاهدت و تلاش در راه تبلیغ و دعوت در شب سه شنبه دوازدهم صفرالمظفرسال یکهزارسیصدوهفتادونه ه.ق برابرسال یکهزاروسیصدوسی وهفت ه .ش به سوی دارالبقای جنان شتافت و از روستای حیط سربازروی از این خاکدان برتافت. ((انّاالله وانّاالیه راجعون)) |

سایتwww.FARHAN2010.BLOGFA.com به شخص خاصی تعلق ندارد و مختص به دهستان حیط می باشد.